شکتم - غزل لکی- علی کولیوندزاده

شکتم و چئمم هم خاوه میتی
جرگم هوکاره یه زویقاوه میته

دلم ئه ور دلک هرازگونی خم
چئمه ریه مری هم داوئه میتی

عروس چاره رش خون سوئل خلقت
مزوکه ژنه بختم هاوه میتی

شمال ئو کله باد چاوئونی آورد
گرون دامیه ئو و ایی تاوه میتی

خیالم انوئه پرواز دیری
آسمون سی، دله مه کاوه میتی

ئه قرنه حوشک سالی دی حیا که
گل زرده امیدم آوه میته

کتم ئه ور هوئ و طینه هومالل
کپیامه دی، دلم لاقاوه میتی

قرار بی سر وجاخه دودمون بوئم
کوری مردیه دالکه چاوه میتی

علی کولیوندزاده

خسته ام و چشمانم دوباره خواب می خواهد/ جگرم عادت دارد زخم میخواهد
دلم آماج حمله های تاب (تاب بازی) غم است/ چشم به راه است و تاب دادنی دوباره می خواهد
عروس سیاه بخت صلح خلقتم/ زن بختم نازاست و چشم به راه هوو!
باد شمال و کله باد خبر بدی آوردند/یکی آتشم زد و دیگری فروزانترم کرد
خیالم بغض پریدن دارد/ اسمان سیاه است و دل من آبی میخواهد
ای قرن خشک سالی حیا کن/ گل زرد (پژمرده) امیدم آب می خواهد
موضوع زخم زبان و طعنه رقیبان شده ام/ بریده ام دیگر و دلم لیچار (کنایه) می خواهد
قرار بود امید و قهرمان دودمانی باشم/ پسری مرده است مادر منتظر شنیدن این خبر بد است (به مادرش این خبر بد را برسانید)
زویقاو: مایع چرکینی که از زخم ترشح می شود— وردلک: هل دادن به زور – هرازگونی: تاب بازی

/ 3 نظر / 159 بازدید
محمود هواسی

قرار بی سر وجاخه دودمون بوئم کوری مردیه دالکه چاوه میتی درود بر داداش گلم علی آقای عزیز غزل لکی زیبایی سروده اید دست مریزاد سرت برز برا

محمد

زیاد مردمی نیست.شخصیه.حوصله سر بر است